هواي خانه چه دلگير ميشود گاهي
از اين زمانه دلم سير ميشود گاهي
عقاب تيز پر دشتهاي استغنا
اسير پنجه ي تقدير مشود گاهي
مبر به موي سپيدم گمان به عمر دراز
جوان به حادثه اي پير ميشود گاهي
بگير دست مرا آشناي درد بگير
مگو چنين و چنان، دير ميشود گاهي
به سوي خويش مرا ميكشد چه خون و چه خاك
محبت است كه زنجير ميشود گاهي....
برچسب:
نویسنده: یوسف محمدی