هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 9:46
هواي خانه چه دلگير ميشود گاهي از اين زمانه دلم سير ميشود گاهيعقاب تيز پر دشتهاي استغنااسير پنجه ي تقدير مشود گاهيمبر به موي سپيدم گمان به عمر درازجوان به حادثه اي پير ميشود گاهي بگير دست مرا آشناي درد بگيرمگو چنين و چنان، دير ميشود گاهيبه سوي خويش مرا ميكشد چه خون و چه خاكمحبت است كه زنجير ميشود گاه...
چه دردیست در میان جمع بودن
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 9:46
چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستنبرای دیگران چون کوه بودنولی در چشم خود آرام شکستنبرای هر لبی شعری سرودن ولی لبهای خو همواره بستن به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولی در بطن خود غوغا نشستنبه غربت دوستان بر خاک سپردنولی در دل امید به خانه بستنبه من هر دم نوای دل زند بانگ چه خوش باشد از ...
delam
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 9:46
در روز جاری هم حس ميكنم نمیتوانم بنویسم، نمیتوانم! درست مثل بچه ای که تازه الفبا یاد گرفته است و درست مسلط نیست... دلم میخواهد کسی بیاید و دستم را بدستش بگیرد و مرا در نوشتن کمک کند ، تنهایی عاجزم، شاید به شاخه های دیگر پریدن برای توانایی نوشتن یافتن بوده است که بتوانم به سیاه کردن این صفحه ها ادامه...
پشت پرده
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 3:14
در این گزارش به بررسی کامل «» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. و عشق صدای فاصله هاست...!به یادگار ن...
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 3:22
......პატრიოტი.....من برای روشنایی است که مینویسم..اگر همیشه و همه جا تاریک بود هرگز نمینوشتم!!!حرف هایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود نمیگوییموحرف هایی هست برای نگفتن.حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی اورند!وسرمایه ی ماورائی هرکس حرفهایی است که برای نگفتن داردحرفهایی که پاره های بودن ادم...
هواي خانه چه دلگير ميشود گاهي...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:38
هواي خانه چه دلگير ميشود گاهياز اين زمانه دلم سير ميشود گاهيعقاب تيز پر دشتهاي استغنااسير پنجه ي تقدير مشود گاهيمبر به موي سپيدم گمان به عمر درازجوان به حادثه اي پير ميشود گاهي بگير دست مرا آشناي درد بگيرمگو چنين و چنان، دير ميشود گاهيبه سوي خويش مرا ميكشد چه خون و چه خاكمحبت است كه زنجير ميشود گاهي...
چه درديست در ميان جمع بودن..
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:38
چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن برای هر لبی شعری سرودن ولی لبهای خو همواره بستنxa0به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولی در بطن خود غوغا نشستن به غربت دوستان بر خاک سپردن ولی در دل امید به خانه بستن به من هر دم نوای دل زند بانگ چه خوش ...
دل هيچكي مث من...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:38
دل هیچکی مثل منغربت اینجا رو ندارهدیگه حرفای علاقههمه مردن تو دلممثل گنجشکای بی لونه و بی جای محله دیگه هیجا تو درختا جای من نیست که برم بارونه از سر شب همش میبارهتو گوشم داد میزنه همش مینالهدیگه هیچکی مثل منغربت اینجارو ندارهزندگی ارزش این همه اشکا رو نداره...!